| صفحه نخست | روايت حکايت مکتوب بايگاني | تماس |

«آنها هنوز جوانند» نوشتۀ «علي‌اشرف درويشيان»

سالي پيش «علي‌اشرف درويشيان» در سفري به سوئد، شبي را هم به قصه‌خواني پرداخت. از جمله قصه‌هاي خوانده شده در آن‌شب، يکي هم داستان کوتاه «آنها هنوز زنده‌اند» بود که فضاي سنگين و غريب و وهم‌انگيز «گلزار خاوران» را با خود داشت، و ياد تلخ و غم‌باري که از خفتگان در آن خاک، هنوزا هنوز بر دل و خاطر ماست.
 


داستان کوتاه «آنها هنوز جوانند» را در اينجا بشنويد!

 

آن‌ها را از کيف‌ات بيرون مي‌آوري؛ بابا، آبجي و داداش را. مي‌گذاري سر جاي هميشگي‌شان، کنار ميخک‌هاي سرخ و سفيد، کنار لاله‌ها، رزها و شمع‌ها. گوشۀ عکس بابا شکسته؛ اما زير گل گلايلي پنهانش مي‌کني. موهايت سفيد شده است. مادرها همه موهايشان سفيد شده است. بچه‌هاشان را از کيف‌هاشان و از توي پاکت‌هايي که در دستمال يا پارچه‌اي پيجيده‌اند، در مي‌آورند و مي‌گذارند کنار گل‌ها و شمع‌ها.

بابا که به گلايلي تکيه داده، موهايش سياه است. سبيلش سياه و پرپشت است. چشمانش مي‌درخشد. لب‌هايش تکان مي‌خورد: «از آن ديدار واپسين تا کنون، هميشه به‌ياد شما هستم؛ به‌ياد آن بغض ترکيده و اشک حلقه بسته در چشمانت. دوري‌مان رنج‌آور است؛ اما نبايد خراب کنيم. بچه‌هايم را به تو مي‌سپارم و مي‌دانم که در پرتو خوبي‌هاي تو، انسان‌هايي شريف و دوستدار زندگي خواهند شد.»
همه با هم مي‌خوانند: «لاله در لاله، اي دشت خاوران!»

* * *

براي شنيدن فايل‌هاي صوتي اين مجموعه، بايد قبلا برنامۀ Real player روي کامپيوتر شما نصب شده باشد. چنانچه کامپيوتر شما مجهز به اين برنامه نيست، مي‌توانيد نمونۀ مطمئن و آزمايش شده‌اي از آن باعنوان ريال‌آلترناتيو  را از اينجا دانلود کنيد. اين برنامه با حجم 6.18MB رايگان است و در server سايت ما قرار دارد.


* * *


| صفحه نخست | روايت حکايت مکتوب بايگاني | تماس |